حلما جونیحلما جونی، تا این لحظه: 16 سال و 9 ماه و 10 روز سن داره

حلما نفس مامان

لباس نو

درخت ها دوباره لباس نو خریدند و توی باغ اسفند در انتظار عیدند درخت سرو، اما لباس نو ندارد لباس کهنه اش را زمین نمی گذارد صد آفرین که کرده درخت سرو ساده لباس سبز خود را دوباره استفاده                                                                         &n...
14 اسفند 1391

بدون عنوان

در این آشفته بازار بودن تو... خوب بودن تو... شاید تنها امید است برای خورشید که هر روز صبح انگیزه ای برای طلوع کردن داشته باشد و تنها امید است برای من که باشم ...که نفس بکشم ...که گل نرگس بخرم ...
2 اسفند 1391

عکسهای تولد پرنسس مامانی

سلام به عشق مامانی و عذرخواهی به دلیل اینکه توی این چند وقت فرصت نشد تا عکسهای خوشمزه جوجه مامانی را بذارم تا دوستای جون جونیش اونها رو ببینند . چند تا از عکسهای تولد گل دخمل رو براتون میذارم . نظر یادتون نره ها.         آجیل پاپ کورن پودینگ قهوه دسر انار ژله سه رنگ نوشیدنی ها   کیک تولد اولی مخصوص خانواده مامانی  شام . خورشت هم بود که یادم رفت عکس بگیرم کادوها ....به به    گیفت بچه ها...   کیک جشن دومی مخصوص خانواده بابایی     ...
28 بهمن 1391

ولنتاین

من بی تو یک بوسه ی فراموش شده ام؛ یک شعر پر از غلط؛ یک پرنده ی بی آسمان؛ یک نسیم سرگردان؛ یک رویای نا تمام ولنتاین مبارک   ...
26 بهمن 1391

تولد دخملی

بابا میگه : ماه شدی ، خوشکل من ناز شدی مامان میگه : فدات شم ، قربون اون چشات شم قراره 3 ساله شی ، عاقل و بالنده شی میخواییم یه جشن بگیریم بیشتر همو ببینیم ، هرکی که خواستی جونم دعوت کن مهربونم *************************************************************** این متن کارت دعوت تولد دخملی بود که دیروز برگزارشد . ازتمام دوستان حلما جونی که با پیامهای سراسر مهرشان لبخند را میهمان دلمان کردند صمیمانه تشکر میکنیم . انشاء الله سرفرصت عکسهاشو میگذارم.
28 دی 1391

کریسمس مبارک

سال روز ولادت با سعادت حضرت عیسی بن مریم علیه السلام کلمه طیبه خداوند و پیامبر بزرگ او، بر هم میهنان مسیحی خجسته باد. To your enemy, forgiveness. To an opponent, tolerance. To a friend, your heart. To yourself, respect. Merry Christmas پیشنهاد هدیه کریسمس : برای دشمن خود: بخشش برای رقیب: تحمل برای دوستانت:قلبت برای خودت:احترام کریسمس مبارک … ...
13 دی 1391

حلما جونی و مهد

سلام به عشق مامانی . دختر ملوسم که هنوز  اول صبحه دلم براش یه ذره شده . فدات بشه مامانت. متاسفانه از مهد زنگ زدند و گفتند که نمیتوانند جای عروسکم را توی مهد نگه دارند و باید برم تسویه  من هم رفتم و مدارک و چکها را گرفتم . شاید سال دیگه بردمت مهد چون خیلی خوشت میومد. ولی  فعلا جات پیش مامان بزرگی خوبه و من هم خیالم از بابت مریض نشدنت راحته.                                              ...
10 دی 1391